دل دیوونه   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  نویسندگان

دیوونه

  آرشیو شده ها

امرداد ۸٧
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳

  بچه باحالها

 

  آمار بازدید ها


  RSS 2.0  

 

   

 

بسم الله الرحمن الرحيم

درد عشقی کشيده ام که مپرس            زهر هجری چشيده ام که مپرس

گشته ام در دنيا و آخر کار                      دلبری برگزيده ام که مپرس

بار اولی که از کوچه پس کوچه های نت گذشت و جلوی سر در خونش ايستاد و خاست که در خونشو بزنه ديد روش نوشته دل ديوونه دقت که کرد ديد در خونه باز و تو سر درش نوشته گويند خلايق که به ديوانه قلم نيست من گشتم و ديوانه توکلت علی الله جلوتر كه رفت ديد در و ديوارشو سياه كشيدن اون بالا پرچم عزاداری اباعبدالله الحسين هست: جهان پر شور و ماتم شد همه دلها پر از غم شد بيا يا حضرت زهرا (س) ببين ماه محرم شد سرشو كه گردوند كاغذهايی رو ديد كاغذهايی كه خالی نبودن، چندتاشونو كه خوند فكر و خيال و حدس و گمانهاش شروع شد اينجا در و ديوارش به نام ائمه هست ولی نوشته هاش يه جور ديگن سبك سنگين كه كرد به خودش قبولوند كه اينها همش هذيانهای يه ديوونه بيش نيست دقت كه كرد به نظرش رسيد كه نوشته ها مال يه دختر باشه، پايين هر صفحه چند تا عدد بود كنجكاو شد فهميد اين ارقام و اعداد مال نظر ها و پيام هايی هست كه ديگران واسه اون يادداشت نوشتن اون هم نوشت: در خانه اگر كس است يك نفر بس است ديوانه اگر نشان از ديوانگی ندارد ديوانه هست كه خود را ديوانه داند. فردای اون روز ديد كه نوشتن:

من حامد عاشق عاشق شدنم عاشق ديوونگی و مستی عشقم دوست دارم دلمو بهش بدم دوست دارم ديوونگيمو بهش بدم دوست دارم هذيونامو براش خط خطی كنم دوست دارم همه صفحه هام اسمش بود نه اسمشون بود هر كجا خاستم بگم عاشقشم به خودم گفتم آخه ديوونه مگه عاشقی خياله عشق تو محاله عاشقی راستی ميخاد صبح تا شب يادكردن ميخاد عاشقی عمل ميخاد دل دادن و دل سپردن ميخاد خلاصه هرجا اومدم خط خطی هامو واسه اين دنيا بنويسم خجالت كشيدم ازشون خاستم اسمشونو بيارم ترسيدم خط خطی هام مقامشونو نشون نده خلاصه من حامدم خالی خالی نه بهم ميگن ديوونه نه بهم ميگن عاشق ديوونگی من تو اين دنيای خياله عاشقی من خيلی كار داره هر چی دارم ازشون ميدونم خيلی بدم ميدونم هر چی دارم از اونا دارم ميدونم خيلی بدم ميدونم لطفشونو من نميتونم جبران كنم دوست داشتم بهم بگن حسينيه وقتی اسم آقام رو ميگفتم اشكم سرازير ميشد دوست داشتم بهم بگن منتظره صبح تا شب به فكر امام زمون بودم دوست داشتم واسه مظلوميت امام حسن ع واسه حقانيت امام علی ع واسه سختی های حضرت زينب س واسه اسلام و مسلمونهای حضرت محمد ص واسه ساقی لب تشنه كربلا حضرت ابوالفضل العباس ع واسه حلق شاهزاده علی اصغر ع واسه بدن حضرت علی اكبر ع واسه حضرت قاسم يتيم امام حسن ع واسه صورت و پاهای زخمی حضرت رقيه س واسه قد خميده حضرت زينب س واسه صبر و غم رباب س واسه امام سجاد ع واسه امام محمد باقر ع واسه امام جعفر صادق ع واسه امام موسی كاظم ع واسه امام غريب رئوف ضامن امام رضا ع واسه امام جواد ع واسه امام هادی ع واسه امام حسن عسكری ع شب تا صبح گريه ميكردم ازشون ميخاستم دعا كنن فرج آقام امام زمان مهدی عزيزشون اين جمعه فرا برسه ................ نشد و آه و اندوه و افسوس ماند و عمری كه بر باد دادم ولی بازم شاكرم كه بهم امروز اجازه دادن اسمشونو بيارم ولی اسم خانم زهرا فكر كنم بالا ننوشتم يا زهرا

دیوونه

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو