بسم الله الرحمن الرحيم

فزت برب الکعبه

ميگن فرشته روزشو با گريه افطار ميکنه

داشت دوان دوان و با سرعت ردپايی را دنبال ميکرد رد پايی که انتها نداشت و تا چشم کار ميکرد ادامه داشت در حين دويدن بی صبرانه دنبال رد پايی ميگشت که نشان دهد او بازگشته و مسير حرکتش را تغيير داده است ولی افسوس و صد افسوس که هر چه رفت اميدش برای بازگشت او کمرنگتر ميشد تا اينکه ايستاد به پشت سرش و رد پاهای خو نگاهی انداخت و به سياهی رد پاهای او که همچنان ادامه داشتند نگريست برگشت و به خود گفت ديگر کافی است اگر او روزی برگردد و ردپاهای من را مشاهده کند آنها او را به سوی من هدايت خواهند کرد. در اين حين رهگذری آشفته را ديد که تلو تلو زنان حرکت ميکرد ميشد فهميد که خيلی خسته هست ايستاد!!! نه.... او لب به شکايت باز نکرد و شکری نمود و رفت او حتی به پشت خويش نيز نگاهی نکرد...............

ماه مهربونی ماه رمضان ماه ميلاد نوه رسول الله (ص) - فرزند غريب کوفه علی (ع) - پسر فاطمه زهرا (س) برادر بزرگ شاه دشت کربلا حسين ابن علی (ع) و زينب پيام آور دشت کرب بلا مبارک باد.

/ 32 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
bahar

سلام ... خوبی ؟ ممنونم از حضورت ... من آپم ...

baran

سلام دوست مهربان ... و کاش آنچنان باشد که همه رستگار شويم ... دور نيست ... کمی بلند پروازی می خواهد و همت ... منتظرت هستم دوست من ... خوشحالم کن ...

ياس گلی( geli) بارونی

سلام ......خوشحالم که دوستای با معرفتی مثل شما دارم و جای دوووستای بی معرفتم رو برام پر ميکنه .....از اينکه نوشته های وبلاگمو انقدر با دقت ميخونی که نوشته ی پارسالمو يادته از ته ته ته ته دلم ممنون و خوشحالم کردی

Mehran

سلام عزيز .......با آرزوی بهترينها......

bahar

سلام ... خوبی ؟ آپ نيستی ؟ منتظرم ... منم آپم ... شاد باشی ...