بسم الله الرحمن الرحيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چراغ اتاقشو خيلي زودتر از روزهاي قبل روشن كرد ، پيش خودش گفت امشب ديرتر از هر شبي اين چراغ رو خاموش خواهم كرد – آخه اون شب، شب يلدا بود – شنيده بود ميگن طولاني ترين شب سال همون شب – يعني اون روز 25 يا شايد هم 26 ساعت بود؟ - آره اون شبو دوست داشت نه واسه اينكه فرصت خوردن تنقلاتي رو داشت كه مادرش تو يكي از كمدها قائم كرده بود نه واسه اينكه بدون هيچ مزاحمت و اعتراضي ميتونست تا دير وقت تلويزيون نگاه كنه، يعني يه شب مثل شبهاي عيد پر از آجيل و شيريني و تلويزيون بود اون شب. ولي هيچ يك از اينها براش جذاب نبود هرچند همينكه ميتونست همه خونواده رو بعد مدتها كنار هم ببينه خوشحالش ميكرد ولي باز هم ميشد فهميد كه خنده هاش الكيه، از صبح همون روز پشت سر هم sms واسش ميرسيد يكي ميگفت شاديهايت به بلندي امشب و غم هات به كوتاهي امروز ؛ اون يكي ميگفت صبر كنيد هندونتون قاچ نكنين آخه برخي فردا رو شب يلدا اعلام كردن يكي ميگفت تو شهر ما 5 ماه ديگه شب يلدا ميگيرن آخه اون موقع هندونه ارزون ؛ بهش ميگفتن ديگه وقت زيادي نمونده جوجه هاتو بشمار ؛ پوزخند تلخي ميزد و ميگفت من كه جوجه اول زمستونم ........ آره اون شبو دوست داشت واسه اينكه قرار بود از فردا خزان پاييز رو برف زمستون بپوشون آخه واسه درختها كه خيلي غيرتي بودن خيلي سخت بود كه دست و پاشون خالي از برگ و ميوه باشه حداقل برف مانع ميشد تا اون آدمهاي سطحي نگر بهشون پوزخند نزنن و بگن اگه مردي حالا خودتو نشون بده ............ آخر شب كه ميخواست بخابه چند تا آرزو كرد .............

 پنجشنبه، 1 دى 1384، ساعت 13:45 

/ 34 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nina

بگم هميشه بيادتم بياده مهربونيهای بی حدو اندازت...بياده معرفتهات...بياده اونهمه حرفهای قشنگ و دوستی خوب وپاکت...بياده اونهمه حمايت وپشتيبانی که هميشه هميشه اگکه هيچکس بيادم نبود تو بودی..ميخوام بگم حامد جان که همه اينها از يادم نرفته وهيچوقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت هم از يادم نميره حتی اگه سرت شلوغ باشه يا دل ودماغ نداشته باشی يا هر چيزه ديگه من هميشههههههههههه بياده يکی از بهترين ونجيبترين و با معرفت ترين دوستهام حامد گل وعزيزم هستم..وبخدا هر چی بگم کم گفتم واونی نبوده که واقعا ميخواستم بگم...خيلی عزيز حامد جان خيليييييييييی بيش از اونی که بتونی تصور کنی...

nina

چقدر اين دوستت باران قشنگ وبا احساس نوشته برات...افرين باران عزيز خيلی قشنگ بود خوشا بحالت با اينهمه احساس قشنگ وانتخاب بجا....حامد جان هر کجا که هستی ومشغول به هر کار برات ارزوی سلامتی موفقيت شادی و خوشبختی ميکنم هميشه توی اين دنيای مجاز نت بقول ابجی نرگس گلم.ادمهای با معرفت مثل تو پيدا کردن کاره سختيه حالا که من گير اوردمت عمرااااااااااااااااااااااااااااااا دست بکشم ازت هميشهههههههه هميشههههههههههههه در يادو خاطره من هستی وخواهی بود..بهترين حامده دنياااااااااا.....در پناه يزدان /دوست تو..نينا

باران

سلام نامهربان ... نمی آيی و چشم به راهت هستيم هنوز ... ديگر آرزويی نمانده جز آمدنت ... منتظرم ...

farhad

وبلاگ خوبی داری . اگر خواستی تبادل لينک کنيم برام پيغام بگذار

baran

سلام دوست عزيز ... دور عاشقان است و نوبت محرم ... مهمانم باش تا آرزويی تازه کنم ... التماس دعا ...

michael

سلام گلم.....چطوری...من بيمعرفت شدم تو ديگه چرا؟؟؟؟؟؟ خوبی؟ ديدی چه جوری از هم دور شديم؟ من تو بهروز سارا آهو .....؟ داره اشکم در مياد....بهت قول ميدم دوباره جمعتون ميکنم.....قول ميدم حامد

امير

خيلی عالی بود موفق باشی

michael

چاکر هرچی بچه با مرامه ..... سلام....چطوری؟بابا چه عجب اومدی از اون ورا....جات خالی بود.....خوب خوبی؟ درسها رو پيچوندی يا نه؟ ايشالا همه نمراتت ۲۰ بشه...برای منم دعا کن حاجی جون حامد....بای

صبا*****

سلام.من بعد از يکسال با يه آدرس جديد اومدم...اميدوارم حال دلت بهتر شده باشه

قلب شیشه ای

سلام حامد. به خدا آدم بی معرفتی نیستم. هیچ وقت دوستامو فراموش نمیکنم. ولی باور کن نميدونم بچه ها چه شون شده. اول از همه خودم! کاش برگرديم به يک سال پيش. ياد اون روزا که می افتم می بينم خيلی چيزا تغيير کرده. منم اگه وبلاگ رو به روز ميکنم برای دل خودمه و بس. وگرنه منم کلی بهونه برای نت نيومدن دارم. مواظب خودت باش. خدانگهدارت.